تبليغاتX
Oh Life !


هزار کلام بدهکارم به خودم،  به تو ، به اين قاب که به حرمت سايه‌ي  مردانه‌ي تو و تمناي زنانه‌ي من شکل گرفت،دلم تنگ است براي آن روزها ، براي حس دخترک شوريده‌‌دلي که  برايت مي‌نوشت. نترس عزيز دل واژه‌هاي عاشقانه‌ام هنوزدر تسخير تو اند. احضارشان که مي‌کنم به نوشتن انگار مرد ديگري را آورده باشم به خلوت رختخوابم با تو اما  لال مي‌مانم... دخترک را هم که نگاه مي کني هنوز مثل قبل است، فقط ديگر رويا نمي بافد، بس که  اين کابوس ِ آخر بي هوا شد خود ِزنده گي، آن قدر غرقش کرد که يادش رفت هميشه آدم شروع هاي بکر و پايان هاي افتضاح بوده است.
...
گوشه مي‌گيرم از هياهوي پارک به تماشاي کلاف سرخ و سفيد پياده رو هاي خيس ، اردي بهشت با بوي اقاقي هاي باران خورده مي‌آيد لاي كسالت لحظه هايم مي‌پيچد و نااميد برمي‌گردد. ترک دوم آلبوم باغ مخفي توي گوشم تکرار مي شود. در‌به‌در کافه‌اي که طعم وانيل و شکلاتش از يادم ببرد زمين زير پاي دلم مي لرزد، دلم مي‌ترسد ... يکي را مي‌خواهم بتواند مثل آن‌وقت‌هاي تو بخندد که "نترس. همه‌چيز روبه‌راه مي‌شود" و بتوانم مثل آن‌وقت‌هاي خودم باورش کنم.
...
کاش بودي وانحناي  ِ شانه‌هاي ِ تو بود و گونه‌هاي  ِ تر من و جنون ِ بوسه هايمان زير  ِنگاه منجمد محتسب،  شاید آنوقت اين درد را عقيم مي‌کرديم با دزديدن ِسهم ِعاشقانه‌ مان در ابري ترين شهر اين سرزمين  ، در گس ترين و دلتنگ ترين شنبه سال...   

+اينكه دلتان برايم تنگ مي شود يا نگرانم مي شويد يك حس دلپذير دردآوري دارد ، يك حال خوشايند گريه آور .براي غريبه هاي آشنايي كه نبودنم را فراموش نمي كنند ،مي دانم که  فاصله زماني بين پستهايم طولاني مي شود.درگير فصل جديدي هستم که انرژي دوچنداني مي طلبد ،حرف براي گفتن زياد دارم ، اما حوصله نوشتن ندارم ، بعضي روزها ساعت ها به صفحه سفيد خيره مي شوم بي که حرفي گفته باشم انگشتانم روي حروف مي ماسند. اگر خواننده وبلاگم باقي مانديد، يك روز برايتان مي نويسم كه اينروزها چه مرگم شده،يك روز كه گيجي و گنگي اينروزها محو شده باشد ... يك روز كه گوشه اين شهر نباشم ، يك روز كه از قضاوت شدن نترسم و پچ پچه هايتان گوشم را نيازارد .. کماکان ميخوانمتان بي صدا و شايد بي جاي پا ...ذهنم خالي تر و خسته تر از آنست که بتوانم نظمش بدهم و چيزکي بنويسم...حلالم كنيد.


 

 مشاهده يادداشت خصوصي


More...

 

- حذف شد!

اصلا می‌دانی؟ آدم باید یک وقت هایی پشیمان شود از آنچه نوشته است حرفش را خط بزند، دردش را پس بگیرد و برود بنشیند چای و کیت کت‌اش را بخورد...

*/جناب برف برو بمیر 
 لطفا".


 

 مشاهده يادداشت خصوصي


More...

 

 مشاهده يادداشت خصوصي


More...

 

 مشاهده يادداشت خصوصي


More...