Love actually را دوست داشتم، فقط برای صحنه ای که پسرک آن طور از خانه می زند بیرون و هی می رود و از نیمه راه برمی گردد و دستش را می کند توی جیب اش و در می آورد و دوباره می رود و بر می گردد و Dido می خواند:
I wont go
I won't sleep
I can't breathe
Until youre resting here with me
I won't leave
I can't hide
I don’t want to call my friends
They might wake me from this dream
Risk forgetting all that’s been
امام سین ( یک امام جدید است شما نمی شناسیدش ) بالاخره صدایش در آمد و گفت" همین یک آهنگ را توی کامپیوتر داری ؟" من نگفتم که این به تلافی هورت کشیدن تو... این به تلافی آنکه صدای چای خوردنت مثل فرو رفتن آب در سینک ظرفشویی می ماند... این به تلافی آنکه هر وقت لیوان چایی را دستت می بینم ابرهای همه عالم در دلم می گرید... لبخند زدم و گذاشتم برای بار n م بخواند.